کالابرگم کجاست؟؛ چرا سفره مردم باید منتظر پنجم شهریور بماند؟

کالابرگم کجاست؟

وقتی سفره امروز را به پنجم شهریور حواله می‌دهند

کالابرگم کجاست؟ این روزها این سؤال فقط یک عبارت جست‌وجویی در اینترنت نیست؛ از آن طرف تلفن، از پیام‌های مردم و از صدای کسانی می‌آید که برایشان چندصد هزار تومان، یک عدد در صفحه گوشی نیست؛ بخشی از خرید ضروری خانه است.

آدم‌هایی تماس می‌گیرند که می‌گویند هیچ اعتباری برایشان نیامده. بعضی می‌گویند بخشی از مبلغ آمده و بخشی نیامده. بعضی اصلاً نمی‌دانند چرا وضعیتشان تغییر کرده است.

اما دردناک‌تر از خودِ نرسیدن اعتبار، بی‌خبری است.

مردم می‌پرسند:

«چرا برای من نیامده؟»

«من که کارگرم، چرا قطع شده؟»

«من مستمری می‌گیرم؛ چرا چیزی برای من نیامده؟»

و گاهی با چنان اطمینانی از پشت تلفن می‌گویند:

«شما کالابرگ ما را قطع کردید؛ چرا؟»

که آدم برای چند ثانیه نمی‌داند چه بگوید.

چون آنها دنبال تحلیل اقتصادی نیستند.

یک جواب می‌خواهند.

مردم نان امروز را با وعده فردا نمی‌خرند

در میان تماس‌ها، کسانی از نقاط مختلف کشور هستند؛ از شهرها و مناطقی که امکانات و دسترسی‌شان با مراکز استان‌ها و شهرهای بزرگ قابل مقایسه نیست.

بعضی با تلفن همراه و اینترنت محدود تماس می‌گیرند.

بعضی حتی نمی‌دانند دقیقاً باید از کدام دستگاه سؤال کنند.

و وقتی می‌گویند:

«من ندارم؛ چرا برای من نیامده؟»

این جمله را نباید فقط به عنوان یک پرسش درباره یک سامانه دید.

این درد معیشت است.

کسی که برای خرید ضروری خانه روی یک اعتبار حمایتی حساب کرده، نمی‌تواند به فروشنده بگوید:

«شرمنده، دولت گفته ماه بعد.»

زندگی، قبض، اجاره، خرید خانه و سفره مردم، با تقویم اداری متوقف نمی‌شود.

اما پاسخ چیست؟

گاهی پاسخ این است که پیگیری می شود.

بعضی وقت ها سامانه پاسخ روشنی نمی‌دهد.

یا امکان پیگیری وجود ندارد.

و یا اینکه تنها راه معرفی‌شده، یک شماره تلفن است که برقراری تماس با آن برای مردم آسان نیست.

و در نهایت، شهروند می‌ماند و همان سؤال اول:

«پس من دقیقاً چه کار کنم؟»

این قسمت ماجرا از خودِ پرداخت نشدن اعتبار هم تلخ‌تر است.

چون اگر دولت بگوید:

«شما مشمول نیستید.»

حداقل تکلیف مردم روشن است.

اگر بگوید:

«اطلاعات شما مشکل دارد.»

فرد می‌داند باید چه چیزی را اصلاح کند.

اما وقتی پاسخ روشن وجود ندارد، مردم در یک بلاتکلیفی فرسایشی می‌مانند.

و بعد می‌رسیم به پنجم شهریور!

حالا بخش عجیب‌تر ماجرا.

برای خانوارهایی که رقم پایانی کد ملی سرپرست آنها ۷، ۸ یا ۹ است، اعتبار مربوط به مرداد به پنجم شهریور موکول شده است.

یعنی اعتبار مرداد قرار است در شهریور در دسترس قرار بگیرد.

از نگاه یک جدول اداری، شاید فقط یک جابه‌جایی در تاریخ باشد.

اما از نگاه خانواده‌ای که امروز به آن اعتبار نیاز دارد، سؤال دیگری شکل می‌گیرد:

«چرا پول و اعتبارِ مرداد باید به شهریور حواله شود؟»

و اینجاست که باید کمی صریح‌تر حرف زد.

یک‌بار هم دولت به سمت مردم غش کند!

سال‌هاست وقتی مردم از مشکل یک خدمت عمومی می‌پرسند، معمولاً جواب‌ها از این جنس است:

«صبر کنید.»

«پیگیری کنید.»

«سامانه را بررسی کنید.»

«به دستگاه مربوطه مراجعه کنید.»

«در مرحله بعد پرداخت می‌شود.»

و حالا:

«پنجم شهریور.»

اما اگر قرار است دولت از اقشار کم‌برخوردار حمایت کند، چرا همیشه زمان‌بندی و سازوکارها طوری تنظیم می‌شود که مردم باید خودشان را با سیستم تطبیق دهند؟

چرا یک‌بار هم سیستم خودش را با زندگی مردم هماهنگ نکند؟

اگر هدف واقعاً کمک به مردم و توانمندسازی اقشار محروم است، یک بار هم دولت به سمت مردم غش کند!

– یک بار زودتر پرداخت کند.

– زودتر پاسخ بدهد.

– به جای اینکه بگوید «ماه بعد»، کاری کند که مردم بگویند:

«این بار به موقع رسید.»

شاید دعای یک خانواده برای دولت، از هزار اطلاعیه رسمی ارزشمندتر باشد.

مسئله فقط چند روز تأخیر نیست

ممکن است گفته شود:

«بالاخره اعتبار پرداخت می‌شود.»

اما مسئله اینجاست که کمک معیشتی اگر دیر برسد، بخشی از کارکردش را از دست می‌دهد.

وقتی یک خانواده برای خرید امروز مشکل دارد، اعتبار پنجم شهریور لزوماً مشکل امروز را حل نمی‌کند.

این سؤال باید در سیاست‌گذاری دیده شود:

آیا زمان پرداخت، بخشی از خودِ حمایت نیست؟

اگر قرار است یک اعتبار برای کمک به معیشت خانوار اختصاص داده شود، زمان رسیدن آن به دست مردم هم باید در محاسبه اثرگذاری آن دیده شود.

مردم از مسئولان چه می‌خواهند؟

مردم چیز عجیب و غریبی نمی‌خواهند.

نمی‌گویند همه مشکلات اقتصادی یک‌شبه حل شود.

نمی‌گویند یک اعتبار محدود زندگی آنها را متحول کند.

می‌گویند:

اگر مشمولیم، بگویید.

یا نیستیم، دلیلش را بگویید.

مشکل اطلاعاتی داریم، دقیقاً بگویید کجا باید اصلاح کنیم.

اعتبارمان عقب افتاده، دلیلش را روشن بگویید.

سامانه مشکل دارد، راه دیگری برای پیگیری بدهید.

و اگر قرار است اعتبار مرداد به شهریور منتقل شود:

دلیل این تأخیر را روشن و شفاف برای مردم توضیح دهید.

بدترین چیز برای مردم، بی‌پاسخی است

نداشتن پول سخت است.

نداشتن اعتبار هم سخت است.

اما اینکه ندانی چرا نداری و چه کسی باید پاسخ بدهد، سخت‌تر است.

وقتی شهروند از یک منطقه دورافتاده تماس می‌گیرد و با صدایی آمیخته به ناامیدی می‌پرسد:

«من که کارگرم، من که مستمری‌بگیرم، من که ندارم… چرا برای من نیامده؟»

پاسخ او نباید یک مسیر پیچیده اداری باشد.

او باید بتواند یک پاسخ روشن بگیرد:

وضعیت من چیست؟

مشکل من چیست؟

چه زمانی حل می‌شود؟

چه کسی مسئول پاسخگویی است؟

همین.

یک پیشنهاد ساده اما جدی

اگر قرار است طرح کالابرگ ادامه داشته باشد، شاید یکی از مهم‌ترین اصلاحات آن این باشد که یک مسیر پاسخگویی واقعی و ساده برای مردم ایجاد شود.

نه اینکه شهروند مجبور باشد خودش بفهمد مشکل از کدام سامانه، کدام دستگاه یا کدام فرایند است.

سامانه باید به او بگوید:

وضعیت شما این است.

علت این است.

برای حل آن این کار را انجام دهید.

پاسخ شما تا این تاریخ اعلام می‌شود.

این یعنی پاسخگویی.

کالابرگم کجاست؟

این سؤال را نمی‌شود با یک شماره تلفن، یک لینک یا یک جمله «صبر کنید» تمام کرد.

پشت این سؤال، آدم‌هایی هستند که شاید همین اعتبار محدود، برایشان بخشی از خرید ماهانه باشد.

اگر دولت می‌گوید هدفش حمایت از اقشار کم‌برخوردار و توانمندسازی آنهاست، پس باید اول از همه کاری کند که همین اقشار، کمتر از همه در پیچ‌وخم سیستم گرفتار شوند.

قرار نیست مردم همیشه خودشان را با سیستم هماهنگ کنند.

گاهی لازم است سیستم خودش را با مردم هماهنگ کند.

و اگر قرار است اعتبار مرداد به پنجم شهریور حواله شود، حداقل کاری که می‌شود کرد این است که مسئولان یک بار صریح و روشن به مردم بگویند:

چرا؟

و اگر امکان پرداخت زودتر وجود دارد، چرا انجام نشود؟

یک بار هم زودتر پرداخت کنید؛ شاید این بار مردم به جای اینکه بپرسند «کالابرگم کجاست؟»، بگویند: «خدا خیرتان بدهد، این یکی به موقع رسید.»

دیدگاهتان را بنویسید

هجده + چهار =

Shopping cart0
There are no products in the cart!
Continue shopping
0
logo-samandehi
محتوا20 - پذیرش و انجام هر گونه خدمت آنلاین کافی نت